طـــعم تـلخ قـهوه زیــر ایــــــــفل

خسته ام ‌.‌‌.. دلم میخواد بخوابم یه عالمه...آخه چرا اینقدر زود تعطیلات تموم شد لعنتی!!!

+دوازدهم تولدم بودم خب... ۲۱ ساله شدم!!به همین راحتی،به همین خوشمزگی!!

|۱۳٩٤/۱/۱۸| ٩:٠٠ ‎ق.ظ|کاتریـــن نظرات ()

دوستایی که دارم خیلی با دوستای دوران دبیرستانم فرق میکنن و من کاملا اینو متوجه میشم، هرازگاهی با دوستای قدیمیم قرار میذاریم و همو میبینیم در مورد همه چیز صحبت میکنیم شاید یه اشاره ی کوچیکی هم به ازدواج بکنیم، ولی دوستای دانشگام تمام مدت دارن از ازدواج صحبت میکنن، به خاطر شرایطی که دارن یعنی شغلشون و اینکه نگرانی از اینده ندارن تمام فکر و ذکرشون شده ازدواج، از همون ترم اول کلی از دانشجوهامون ازدواج کردن، دوستای خودمم چندتاشون ازدواح کردن ، این زندگی و طرز فکر واقعا منو اذیت میکنه دوس دارم تو جمع دوستای قدیمیم باشم راجع به همه چیز صحبت کنیم نه اینکه فقط راجع به ازدواج ،همشونم از اینکه کلی موقعیت رو از دست میدم و به هرکسی که میاد جلو نه میگم کلی سرزنشم میکنن از یه طرفی نگران میشم از یه طرف اذیت میشم،من سنی ندارم که، دوس دارم کلی کار کنم مسافرت برم فعلا از تنهاییم لذت ببرم ولی این کارا تو این جوی که هستم خیلی سخته،نمیدونم چیکار کنم، اعصابم ریخته به هم...

|۱۳٩۳/۱٠/۸| ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ|کاتریـــن نظرات ()

تمام روزای هفتم پره و احساس کم خوابی شدید دارم... ولی همش فک میکنم هیچ کار مفیدی انجام نمیدم...زندگیم داره یکنواخت میشه ولی با این حال تو تک تک لحظاتم حضورشو حس میکنم :)

|۱۳٩۳/٩/٢۸| ۱:۳٧ ‎ب.ظ|کاتریـــن نظرات ()


+چه سخت بود پاک کردن 76 تا پست و خاطرات تقریبا دوسال!!!

+حسابی گرد و خاک گرفته اینجارو... هرازگاهی میومدم کامنتای جدید رو میخوندم...

+احتمالا گاهی بیام و بنویسم...کم...حتی در حد مینیمال!!

+اوضاع و احوالم خوبه...شکر

+میام...

|۱۳٩۳/۸/۳٠| ٩:٥٧ ‎ق.ظ|کاتریـــن نظرات ()

MisS-A